نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ صفای اصفهانی

صفای اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن

تجلیگه خود کرد خدا دیده ما را

درین دیده درآیید و ببینید خدا را

خدا در دل سودا زدگانست بجوئید

مجوئید زمین را و مپوئید سما را

گدایان در فقر و فنائیم و گرفتیم

بپاداش سر و افسر سلطان بقا را

خیالات و هواهای بد خود نپسندیم

بخندیم خیالات و ببندیم هوی را

جم عرش بساطیم و سلیمان اولوالامر

هوا گر نشود بنده نشانیم هوا را

بلا را بپرستیم و برحمت بگزینیم

اگر دوست پسندید پسندیم بلا را

طبیبان خدائیم و بهر درد دوائیم

بجائیکه بود درد فرستیم دوا را

ببندید در مرگ وز مردن مگریزید

که ما باز نمودیم در دار شفا را

گدایان سلوکیم و شهنشاه ملوکیم

شهنشاه کند سلطنت فقر گدا را

گذشت از سر سلطانی و شد بنده درویش

شه ار دید فر مملکت فقر و فنا را

بهل بار گل از دوش که بر دل نبود بار

اسیر زن و فرزند و عبید من و ما را

حجاب رخ مقصود من و ما و شمائید

شمائید ببینید من و ما و شما را

صفا را نتوان دید که در خانه فقرست

درین خانه بیائید و ببینید صفا را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تجلی خداوند در دل انسان‌ها و اهمیت درک معنویات اشاره دارد. شاعر می‌گوید که خدا را نه در اشیاء مادی، بلکه در دل‌های عاشق و زائران جستجو کنید. او از فقر و بیهودگی دنیا صحبت می‌کند و به خوانندگان توصیه می‌کند که به جای نگرانی از دنیا، به سمت درک عمیق‌تری از خداوند و صفای روحی هدایت شوند. در نهایت، شاعر به اهمیت رهایی از قید و بندهای دنیوی و توجه به حقیقت الهی اشاره می‌کند و تأکید دارد که در وادی فقر و درویشی می‌توان به عالی‌ترین مراتب عبودیت و ارتباط با خداوند دست یافت.