نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۱ صفای اصفهانی

صفای اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

مدرس فقر و فنا را سبقیم

اولین نکته و آخر ورقیم

ورق آخر دیوان وجود

نکته اول موجود حقیم

آفتابیم و بابریم نهان

گه پدیدار بشکل شفقیم

گاه از برد انامل شاداب

گاه از آتش دل محترقیم

محیی عظم رمیم غفلات

منجی مهلکه من غرقیم

باطن ظاهر و پیدای نهان

جامع مجتمع مفترقیم

جلوه اقدس اسماء صفات

که مقدس شده در ما خلقیم

تن خاکیست که بر خاک رود

من و دل بر سر این نه طبقیم

نسق عشق صراطیست قویم

ما بقانون هدی زان نسقیم

در بردیده کفریم کمان

بر سر کاخ هدایت وهقیم

هم ز مصداق ابد مایفهم

هم بمفهوم ازل ماصدقیم

آخر لاحقه ختم کمال

اول سابقه ماسبقیم

ازلیم و ابدیم اندر حال

غیر ما باطل و ما عین حقیم

ز صفا رسته و در بحر فنا

سر فرو برده بدون غلقیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی وجود انسان و رابطه‌اش با حق و عشق می‌پردازد. شاعر به عنوان معلم فقر و فنا، بر دو عنصر اصلی تأکید می‌کند: آغاز و پایان. او خود را آفتابی می‌داند که گاه آشکار و گاه پنهان است و به تناقضات زندگی اشاره می‌کند. انسان در حالتی از غفلت و غرق شدن در دنیا، در جستجوی حقیقت و هدایت است. این شعر به وحدت وجود و حقیقت وجود انسان به عنوان مخلوقی که از عشق و نور ناشی می‌شود، تأکید دارد و در نهایت، به اثبات حق و ابطال غیر می‌پردازد.