شمارهٔ ۱۷۱ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر که زین دور میسر شودش کامی چند
بایدش خورد هم از خون جگرجامی چند
بلبلی در چمن آسوده دمی چند بخواند
کش فراسوده نشد بال و پر از دامی چند
که صباحی دو گذشتش به تمنای نشاط
که بر او در غم و تشویش زند شامی چند
تا گروهی زیدآزرده دل از خار جفا
چرخ از خاک بر انگیخت گلندامی چند
هرکه آزار دلی را به ستم سهمی راند
باش کوکردنش آماده صمصامی چند
محض قطع امل از عهد ازل این شده حکم
که قتیل از پی قاتل نرودگامی چند
حسن دارند بهترکان که ز سر پنجه ی ناز
بردرد پرده ی پرهیز نکونامی چند
طایف کوی تو محرم نه ز دنیا هیهات
بست اول قدم از آخرت احرامی چند
از گریبان تو تا سر نزدی آتش حسن
کی شدی پخته به سودای غمت خامی چند
گو بخور خاک و به خون غلت صفایی همه عمر
تات روزی بنوازند به اکرامی چند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان دردها و رنجهای زندگی انسانها میپردازد و نشان میدهد که برای دستیابی به کامیابیها، انسان باید از سختیها و دردها بگذرد. شاعر با استفاده از نمادهایی چون بلبل و چمن، به زیبایی و آزادی اشاره میکند، اما تأکید دارد که هیچ کس نمیتواند از غم و اندوه خود فرار کند. او بیان میکند که در زندگی، آزار و رنج همیشه وجود دارد و افراد باید آماده باشند تا با چالشها روبهرو شوند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که افرادی که از محبت و نیکویی برخوردارند، با دشواریها بهتر کنار میآیند و باید برای دست یافتن به آرامش و موفقیت در زندگی، به صبر و کوشش ادامه دهند.