شمارهٔ ۱۹۰ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
چشم معنی نگر عارف اگر روی تو بیند
صنع ایزد همه در صورت نیکوی تو بیند
سلسبیلش چو حمیم آید و فردوس چو نیران
خازن جنت اگر کوثر و مینوی تو بیند
عقد پرویز به دامان گسلد دیده ی گردون
در شکر خند اگر رسته ی لولوی تو بیند
مشک در نافه ی چین خون شود از رشک دگر ره
گر شکن در شکن و خم به خم موی تو بیند
جاودان طعنه سراید عوض نغمه به سوری
عندلیب ار به گلستان رخ گلبوی تو بیند
نتوان داشت به صد کنده و زنجیر نگاهش
سرو کشمیر اگر ره به لب جوی تو بیند
اجل از دامن عشاق کشد دست تطاول
اگر آزار رقیبان جفا جوی تو بیند
سر سودائیم ای کاش در آغوش تو بودی
تا سر خویش یکی بر سر زانوی تو بیند
گاه بر کرده سر از جیب که در پای تو افتد
گاه آورده نگون پشت که پهلوی تو بیند
آنکه در عشق تو دارد سر اندرز صفایی
کاش برد لشکری قوت بازوی تو بیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار تأکید دارد که عشق و زیبایی معشوق به قدری تأثیرگذار است که تمام هستی و زیباییهای جهان در نظر عشقبازان به صورت او تجلی پیدا میکند. زیبایی معشوق برای عارفان و عاشقان آنقدر جذاب است که حتی آنها را از هر چیز دیگری بازمیدارد و به دنیای خود جذب میکند. شاعر میگوید که عشق معشوق چنان قدرتمند است که میتواند حتی درد و رنج را نیز تسکین بخشد و نگاه به او از هر زنجیر و کندهای آزادتر میکند. این اشعار تصویرگر عشقی عمیق و جاودانه است که تمام هستی را تحت تأثیر قرار میدهد.