نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۳ صفایی جندقی

صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به بزمم دوش حورا پیکری بود

که هر عضوش به فردوسم دری بود

در آن مستی ندانستم سر از پای

که در سرم نهان با وی سری بود

دلی بگرفت و صد جانم عوض داد

درین سودا عجب سودآوری بود

نکردی ترک بالفرضش ز آغاز

در امکان ممکن ار زین بهتری بود

مذاق تشنه کامان را دمادم

به نوشین درج مرجان کوثری بود

به اخذ ملک بی سامان دل ها

به مژگان صف آرا لشکری بود

به منع سرکشی برگردن عقل

ز مشکین طره پیچان چنبری بود

دل و دینم ربود از یک تجلی

صفایی را عجب غارتگری بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت حورا (زن زیبای بهشتی) می‌پردازد. او هر یک از اعضای بدن حورا را به یک دروازه به بهشت تشبیه می‌کند و به مستی و شگفتی خود از این زیبایی اشاره می‌کند. شاعر از جانش که در این عشق فدای دلش شده سخن می‌گوید و از لذتی که در این عشق تجربه کرده، ابراز شگفتی می‌کند. او به قدرت جاذبه حورا و تاثیری که بر دل و عقل او دارد، اشاره می‌کند و در نهایت، از یک تجلی (ظهور) که دل و دینش را ربوده، سخن می‌گوید. این شعر پر از تصاویری زیبا و احساسات عمیق است که عشق و زیبایی را به تصویر می‌کشد.