شمارهٔ ۲۱۹ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
در این انجام عمر و آخر کار
بحمداله که آمد کوکبم یار
به دست آمد مرا زیبا نگاری
نگای مهر پرورد وفادار
وفای جوی وفا سنج و وفا فهم
وفا دان و وفا کیش و وفا کار
بهر تاب و تبم دلخواه و دلجوی
بهر درد و غمم دلبند و دلدار
مرا درکارها همراه و همدم
مرا در رنج ها انباز و غم خوار
به کین سازی و قهرش سست پیوند
به دل سوزی و مهرش عهد ستوار
نکو روی و نکو رای و نکو خوی
نکو دید و نکو گفت و نکوکار
شکرخای و شکر خوی و شکر خند
شکر بخش و شکر بیز و شکربار
نه چون دیگر بتان بی باک و مغرور
نه چون دیگر شهان خونریز وخونخوار
نه قهر آویز بی مهری جفا جو
نه کین انگیز بی رحمی دلازار
مرا با زندگی زیبد صفایی
بمیرم در رهش هر لحظه صد بار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ابراز خوشحالی و شکرگزاری از حضور محبوبش میپردازد. او از زیباییهای دوستش و وفاداری و مهربانیاش صحبت میکند و او را همدم و همراه خود در مشکلات و دردها میداند. شاعر نسبت به محبوبش عاطفه و عشق عمیقی دارد و او را از دیگران متمایز میسازد، زیرا او نه تنها زیبا و با اخلاق است، بلکه در مقایسه با دیگران که ممکن است بیرحم و خودپرست باشند، دارای روحی مهربان و بخشنده است. شاعر با اشتیاق و عشق وصفناپذیری از جان و دل برای محبوبش میمیرد و هر لحظه برای او آماده فدا کردن خود است.