نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ صفایی جندقی

صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

الهی مهربان کن دلبر نامهربانم را

به دل جویی برانگیز از تفضل دلستانم را

به درد عشق بی رحمی بکن چندی گرفتارش

بخر از دست این کافر دل بی رحم جانم را

به داغ گل رخی چون خود دلش در خار خار افکن

بداند تا چه سان افکنده آتش خان و مانم را

به رنج هجر چون من یک دو روزی آزمونش کن

براو بگمار چندی این غم افزا امتحانم را

فکن لیل وش از سودای مجنونش به سر شوری

که جوید رنج کمتر جسم و جان ناتوانم را

به دست چاره فرمایی مگر پوید به سر وقتم

رسان درگوشش ای پیک صبا یکره فغانم را

مگر پایی نهد از راه غم خواری به بالینم

بر او ساز اندکی مشهود اندوه نهانم را

از این خوشتر به خونم دامنی بالا زند دیدی

ببر زین تلخ کامی ها خبر نوشین دهانم را

روان کردم ز مژگان جوی و دارم چشم کز رحمت

بر این سرچشمه بنشانند آن سرو روانم را

ز خاکم بوی غم خواهی شنید ار بگذری بر من

پس از مردن که یابی مشت خاکی استخوانم را

اگر یک نکته جز راز وفایت گفته ام با دل

به کیفر لال بینی در دم رفتن زبانم را

به تو یک حرف جز شرح حدیث عشق بنگارم

الهی تیغ قهر از هم فرو ریزد زبانم را

چو رعد از فرط شفقت زار نالیدی بر احوالم

صفایی کوه اگر شطری شنیدی داستانم را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاوی احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق ناپایدار است. شاعر از خداوند می‌خواهد که به معشوقه‌اش، که بی‌رحم و مهربان نیست، مهربانی بیاموزد و او را برانگیزد تا دلش به رنج‌های عاشق پاسخ دهد. شاعر به تصویر کشیدن رنج‌های ناشی از جدایی و دل‌تنگی می‌پردازد و از خدا می‌خواهد که معشوقه‌اش را به یاد مشکلات و دردهایش بیندازد. او به شدت از غم و اندوه رنج می‌برد و در دل آرزو دارد که معشوقش به او توجه کند و به حال او رحم کند. در نهایت، شاعر خواسته‌های خود را با صدایی پر از اندوه و نیاز بیان می‌کند، به گونه‌ای که گویی دعا و خواهش او در ورای عشق عمیقش نهفته است.