شمارهٔ ۲۶۰ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز میر کعبه زرقی چند دیدم
که زین کافر مسلمانی رمیدم
فکندم خرقهٔ تلبیس و طامات
به تن پیراهن تقوی دریدم
شعار زهد آوردم به بر چاک
قبای ننگ و بدنامی بریدم
ز مفتی بسکه بردم بوی سالوس
سر از دلق ریایی برکشیدم
کشیدم خط رسوایی به رخسار
ز بدگویان ملامت ها شنیدم
خراباتم برید از خانقه راه
که زین سو سیرت انصاف دیدم
نه پیر دیر از میر حرم خاست
که حسرت حاصل آمد از امیدم
از آن مغرور این رندم خوش افتاد
که از وی بوی غم خواری شنیدم
بحمدالله که محکم پنجه زد دست
به ذیل مرد آگاهی رسیدم
به سربازی صفایی شد سرافراز
از آن خواری بدین عزت رسیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر سفر روحانی شاعر از کفر به ایمان و زهد است. شاعر از مشاهدات خود در محیط دینی و اجتماعی میگوید و از ریاکاری و تظاهر در دینداری انتقاد میکند. او لباس تقوی و زهد را به تن میکند و از ننگ و بدنامی دوری میگزیند. با یادآوری نکات منفی از مذهبیون، به حقیقت و انصاف میرسد و در نهایت به خودآگاهی و عزت میرسد، و از خود میگوید که به سرباز مؤمن و آگاهی تبدیل شده است. این تبدیل، برای او باعث سرافرازی و افتخار میشود.