شمارهٔ ۳۸۳ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
کاش چون مینا به دستت بودمی
پیش روی چشم مستت بودمی
همچو خال ایمن ز آفات دوکون
با دو لعل می پرستت بودمی
فارغ از فکر دو گیتی تا ابد
سرخوش از جام الستت بودمی
گه به طرف چهر و گه اطراف دوش
چون دو زلف پرشکستت بودمی
قایم و ساجد به خدمت بنده وار
گه بلند وگاه پستت بودمی
شهد و زهر و لطف و قهر و صلح و جنگ
قرن ها با هر چه هستت بودمی
جان به مهرت می نبستم گر ز کین
چون دل پیمان گستت بودمی
کردمی از دست غم ز اینجا سفر
گرنه زینسان پای بستت بودمی
پر گشودی مرغ اقبالم اگر
چون صفایی صید شستت بودمی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر آرزو میکند که ایکاش به محبوبش نزدیکتر بود و میتوانست به راحتی و آسایش در کنار او زندگی کند. او به زیبایی و جذابیت محبوب اشاره میکند و میگوید که دلش را به عشق او سپرده است، بدون اینکه به مشکلات و چالشهای زندگی فکر کند. شاعر از حالتی روانی و پر از عشق و علاقه سخن میگوید و اشاره میکند که حتی اگر او با دشواریهایی هم مواجه شود، دیگربار دلش را به محبوب خواهد سپرد و هر لحظه در کنار او خواهد بود. همچنین، او از سفر کردن به دور از غم و اندوه تنفر دارد و میخواهد در کنار محبوبش باشد.