نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰۰ صفایی جندقی

صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بدین اخلاص و صدق و بی ریایی

بدین پرهیز و زهد و پارسایی

گرفتار بتی گشتم که زیبد

کنیزش خوب رویان ختایی

رضاجویی حیاخویی صفا دوست

بری از رسم و راه بی وفایی

لبش خندان دلش خرم سرش گرم

به کار دوستی و آشنایی

دلم را برد و نیکو داشت وه وه

به دل داریش بعد از دل ربایی

بیا ای پادشه ز آنچشم و ابرو

بیاموز آیت کشور گشایی

چو گلبن قامتش در جلوه سازی

چو سنبل گیسویش در مشک سایی

ولی گلبن کجا وین استقامت

ولی سنبل کجا وینسان رسایی

ترا باید ستایش بر وفایت

نزیبد دیگران را خودستایی

چنان کز وی نیاید جز محبت

شکیبایی نیاید از صفایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از صداقت، خلوص و پرهیزگاری سخن می‌گوید و در عین حال به عشق و زیبایی معشوق اشاره می‌کند. او تحت تأثیر زیبایی‌های معشوق قرار گرفته و به دنبال یادگیری از اوست. معشوق را به گلبن و سنبل تشبیه کرده و آن را نمادی از زیبایی و محبت می‌داند. شاعر در نهایت بر وفاداری و محبت معشوق تأکید می‌کند و می‌گوید که تنها از او محبت و صمیمیت برمی‌آید و شایسته ستایش است.