شمارهٔ ۴۹ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگارینا تو با چندین ملاحت
مرا بهبود یابد کی جراحت
منت مایل به راحت رنج خود را
تو در رنجم پسندی یا به راحت
حلالت باد خونم زانکه هجران
حرامم ساخت برجان استراحت
مرا ناصح نصیحت گو مفرمای
که جز حرصم نیفزود این نصاحت
قدت را سرو گفتم در روانی
رخت را ماه خواندم در صباحت
ولی داند کجا مه نکته دانی
ولی دارد کجا سرو این فصاحت
سپهر از مه به مهرت مشتری خاست
خرید آخر تحسر زین وقاحت
بر بالایت ار پایش بدی باز
نماندی در چمن سرو از قباحت
تو مفکن از نظر در بینواییم
ترا می باد جاوید استراحت
به یاد لطف و قهرت بگذرد عمر
صفایی را خود این بس رنج و راحت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و دلربایی نگارینا اشاره میکند و نمایش میدهد که عشق و محبت او باعث بهبود حالش میشود. او از رنجی که به خاطر جدایی و هجران میکشد سخن میگوید و از اینکه نصیحتهای دیگران تنها بر حرص و کینهاش میافزاید، گلایه دارد. شاعر او را به سروی تشبیه میکند که زیباییهایش قابل مقایسه با ماه است. در نهایت، او از وجود نگارینا قدردانی میکند و میگوید که تنها یاد او میتواند عمرش را پر از شادی کند، حتی اگر همراه با رنج و سختی باشد.