شمارهٔ ۵۹ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا امروز اختر سازگار است
زمین پامرد و گردون دستیار است
سعادت همدم و دولت هم آغوش
که آن زرین میانم درکنار است
زهی یاری که کینش بی ثبات است
خهی ماهی که مهرش ا ستوار است
وفا پرور حیا خونی هوا خواه
که دلجویی و دلداریش کار است
ز مهرش پایه برتر بینم اما
ز فرط مهربانی خاکسار است
ولی با این کمال از غایت حسن
تنی نی کز کمندش رستگار است
چه دل ها کز فراقش در فغان است
چه تن ها کز برایش بی قرار است
چه لب ها کز دو لعلش پر خروش است
چه سرها کز دو چشمش پر خمار است
چه جان ها کز جمالش ناصبور است
چه رخ ها کز هوایش پر غبار است
از این جمع پریشان گرفتار
صفایی هم به جانش خواستار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وضعیتی خوشایند و منتظرکننده میپردازد. شاعر از احساسات مثبت و شگفتانگیزی صحبت میکند که در کنار خوشبختی و موفقیت برایش فراهم شده است. او محبت و وفا را در ارتباطاتش ستایش میکند، اما در عین حال از غم فراق محبوب و بیقراری ناشی از دوری از او نیز ابراز ناراحتی میکند. در نهایت، شاعر از وجود پریشانیها و دلتنگیها در بین عزیزانش میگوید و آرزوی آرامش و صفا برای جانش را بیان میکند.