نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ صفایی جندقی

صفایی جندقی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گرچه این فن خلاف آیین است

منت از عارضت برآیین است

کلکم انواع نعت آنچه نگاشت

نزد حسن تو عین تهجین است

ذقن و چهر و چشم و غمزه و زلف

همه برهان قاطعم ز این است

عضو عضوت به فر حسن و کمال

بس زهر در خواری تحسین است

گویی از آفتاب صبح ازل

بی سخن جلوه ی نخستین است

اختلافی در اختیار طلب

ننگرد دیده ای که حق بین است

هر چه جویی ز حب و بغض بجوی

کج مرو راه مستقیم این است

جهد کن در دعای دولت شاه

که ز روح الامینش آمین است

حافظ ملک ناظم الدنیا

غوث اسلام ناصر الدین است

سر پیوند او صفایی و من

مثل مال دار و مسکین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و کمال محبوب اشاره می‌کند و تأکید دارد که توصیف ویژگی‌های او، بر خلاف آئین و فرهنگ عرفی، خود نوعی تحسین و تقدیر است. او ذکر می‌کند که هر قسمت از بدن محبوب، دلیلی برای زیبایی و کمال اوست و این زیبایی‌ها به اندازه‌ای عمیق هستند که حتی از آفتاب صبح نیز فراتر می‌روند. شاعر به دوگانگی احساسات اشاره می‌کند و به خواننده توصیه می‌کند که در جستجوی عشق و نفرت، از مسیر مستقیم منحرف نشود. همچنین او برای سلامت و رفاه شاه دعا می‌کند و حافظ را به عنوان ناظم دنیا و غوث اسلام معرفی می‌کند و در نهایت، بیان می‌کند که ارتباط او با محبوب همچون رابطه‌ مال‌داری با مسکین است.