شمارهٔ ۵ صفایی جندقی
صفایی جندقی / نوحهها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن فعلاتن
فلک زینب شد آخر بی برادر ز جفایت
درین ماتم زد اندر نیل معجر ز جفایت
به نی رفتش سر پاک ز جفایت
به خون آغشته پیکر خفته بر خاک ز جفایت
نگون افتاد بر خاک آسمانم ز جفایت
به خون زد دست و پا جان جهانم ز جفایت
شهیدان بی کفن افتاده در خون ز جفایت
گلستان کرده از خون روی هامون ز جفایت
یکی را لاله زار از خون کنار است ز جفایت
یکی را دامن از خون لاله زار است ز جفایت
تن قومی تپان در لجهٔ خون ز جفایت
سر خیلی ز نوک نی به گردون ز جفایت
یکی را سینه طبل افغان ترانه ز جفایت
یکی را اشک در دامن روانه ز جفایت
یکی را خون و خنجر جام و باده ز جفایت
چو مستان به خاک ره فتاده ز جفایت
یکی را غم ره آورد و ره انجام ز جفایت
بسیج اندیش یثرب از ره شام ز جفایت
یکی را بالش از خون بستر ازخاک ز جفایت
یکی را معجر از کف چادر از خاک ز جفایت
یکی را دامن هامون قرار است ز جفایت
یکی بر ناقه عریان سوار است ز جفایت
یکی را ز آتش جان دست بر دل ز جفایت
یکی را ز آب مژگان پای در گل ز جفایت
نه تنها شد صفایی نوحه پرداز ز جفایت
درین ماتم دو عالم گشته انباز ز جفایت
نبی رفتش سر پاک ز جفایت
به خون آغشته پیکر خفته برخاک ز جفایت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مصیبتهای زینب (س) و سختیهایی که او پس از شهادت برادرش، امام حسین (ع)، با آن مواجه بود، میپردازد. شاعر از تنهایی و غم زینب سخن میگوید و توصیفاتی از وضعیت دلخراش شهدای کربلا و عواقب دردناک این واقعه را ارائه میدهد. او تصاویری از بدنهای بیکفن شهیدان و غم و اندوهی که بر دلهای بازماندگان حاکم است، ترسیم میکند. احساساتی چون اشک، خون، و درد در کل شعر جریان دارد و به طور کلی به بیان نفرت از ظلم و یادآوری فاجعه عاشورا میپردازد.