نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بند ۱۱۰ صفایی جندقی

صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گو خصم دل چرا به ستم رام می کنی

هر لحظه اش به یک ستم آرام می کنی

آخر چرا شکنجه جاوید این دو روز

از بهر جان خویش سرانجام می کنی

برگ قتال قاسم ناشاد می نهی

ساز مصاف اکبر ناکام می کنی

با مذهبی که کفر تبری کند از آن

خاکت به حلق دعوی اسلام میکنی

خون خدا به خاک خطا ریختی و باز

کورانه ازکتاب وی اعظام می کنی

روی از در صمد که محل وقوف بود

برتافتی و سجده ی اصنام می کنی

با اهل صدق گر بودت عمر سرمدی

طبعت عداوت است که مادام می کنی

روز جزا که قطع شد از هر درت امید

حشر تو با یزید و عذاب تو بایزید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد رفتار ظالمانه و ستمگرانهٔ دشمنان می‌پردازد. شاعر از آن‌ها می‌پرسد که چرا با ظلم و ستم به دیگران آرامش خود را برهم می‌زنند و در واقع به عذاب دیگران ادامه می‌دهند. وی به این نکته تاکید دارد که این رفتارها نه تنها به دنیا آسیب می‌زند بلکه در آخرت نیز عواقب وخیم خواهد داشت. شاعر همچنین اشاره می‌کند که دشمنان با ادعای دین و مذهب، به گناه و کفر می‌پردازند و به جای توبه و انصراف از اعمال ناپسند، به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهند. در نهایت، شاعر به عذاب‌هایی که در روز قیامت نصیب این ظالمان خواهد شد، اشاره می‌کند.