نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بند ۱۱۲ صفایی جندقی

صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

می گرید از غم تو فلک روزگارها

کاین آب ها روان بود از جویبارها

تا کار دوستان گنه کار بگذرد

از دست دشمنت به سر آمد چه کارها

بر سرو قامتان گلندام کوی تست

بر سرو صوت قمری وگلبانگ سارها

برغارت ریاض توگشتند نوحه گر

نالد اگر به طرف چمن ها هزارها

تا دست دی ز باغ تو گل ها به خاک ریخت

در دل خلیدکون و مکان را چه خارها

تا شد شقایق تو شبه گون ز تشنگی

گل های آتشین دمد از لاله زار ها

سیراب از اشک ما چو نشد تشنه ای چه سود

سیلم فرا گذشته ز سر و رنه بارها

از خویش امیدم آنکه نراند ز نشأتین

والی هشت روضه ولی خدا حسین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به غم و اندوه ناشی از فقدان و مصیبت اشاره دارد. شاعر به حالت گریه و زاری آسمان پرداخته و نشان می‌دهد که طبیعت نیز از درد و غم دوستان گناهکار متاثر است. او زیبایی‌های طبیعی مانند سرو و گل را در کوی محبوبش توصیف کرده و می‌گوید که نوحه‌گران در پی دردی هستند که از غارت باغ‌های محبوب به وجود آمده است. همچنین به تشنگی و زیان‌هایی که بر اثر جدایی پیش آمده، اشاره می‌کند. در آخر، شاعر از امید به ظهور حضرت حسین (ع) و برطرف شدن این مصیبت‌ها سخن می‌گوید.