بند ۱۸ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گشتند کشته چون همه انصار اهل بیت
شد نوبت شهادت سالار اهل بیت
دل پر خروش از غم یاران و لب خموش
آمد به خیمه بر سر بیمار اهل بیت
برداشت سر ز بستر و بگذاشتش به بر
کای بعد من معین و مددکار اهل بیت
دیدی که زین سموم خزان خیز غیر تو
دیگر گلی نماند به گلزار اهل بیت
خفتند اقربا همه در خون خویشتن
زین پس تویی به محنت و غم یار اهل بیت
حکم قضا و امر قدر خوش زدند راه
بر نجم ما و بخت نگون سار اهل بیت
این بود سرنوشت که زین سرزمین مرا
افتد به حشر وعده دیدار اهل بیت
رفتند هم رهان و من اینک روانه ام
ای مونس نهان و پدیدار اهل بیت
حالی که شد صغیر وکبیر سپه هلاک
زیبد به خاک خفته سپهدار اهل بیت
رفتم کنون که بود شهادت نصیب ما
پاس خدا نصیر و نگهدار اهل بیت
عرش آن زمان طپید که میگفت و می گریست
بیمار اهل بیت به سردار اهل بیت
من خود هلاک داغ عزیزانم ای پدر
بعد از توکیست محرم و غمخوار اهل بیت
حرمان و حسرتم همه در باب کشتگان
تشویش و حیرتم همه درکار اهل بیت
نالید و سخت وگفت به پاسخ صبور باش
باشد خدا کفیل و پرستار اهل بیت
ناگه سکینه آمد و باچشم اشکبار
سد بست پیش پای وی از خیمه سیل وار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان حالت غمگین و دردناک اهل بیت در زمان شهادت امام حسین و یارانشان میپردازد. راوی از احساساتی چون اندوه، یتیمی و بیکسی در نبود یاران و دوستان صحبت میکند. او به سرنوشت حاکم بر زندگیاش و عدم وجود یارانی که در مصیبتها به او کمک کنند، اشاره میکند. در این شعر، بحران و فقدان به وضوح حس میشود و راوی از خدا درخواست حمایت و حفاظت بر اهل بیت میکند. سکینه، دختر امام حسین، نیز به عنوان نمادی از درد و تنهایی به صحنه میآید، که احساسات راوی را بیشتر نمایان میکند. در نهایت، این شعر به موضوع غم و یادآوری کشتگان اهل بیت و اندوه ناشی از فقدان میپردازد.