بند ۶۱ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دردا که بعد واقعه ی کربلا هنوز
از کین پر است سینه ی اهل جفا هنوز
با این خطا که خواست ندانم برای چیست
تأخیر امر محشر و حکم جزا هنوز
خون دو عالم ار همه ریزند در قصاص
این قتل را وفا نکند خون بها هنوز
خود گر نبود جان جهان آن جهان جان
پس چیست کز میان نرود این عزا هنوز
بر قصه های کهنه و نو قرن ها گذشت
هر روز تازه تر بود این ماجرا هنوز
چون مشک بوی خون به مشام آمد ای عجب
از خاک و ریگ ناحیه ی نینوا هنوز
گر گوش هوش سوی حریمش فرا دهی
خواهی شنید صیحه ی وا احمدا هنوز
اعضای وی به تیغ ستم منقطع ز هم
اجزای آسمان و زمین جا به جا هنوز
دشمن به قصد بر تن چاکش ستور تاخت
خاکم به سر نکرده سر از تن جدا هنوز
برکشته اش به عمد فرس راند و نرم ساخت
و این را به کیش خویش نخواندی خطا هنوز
معمار عرش و فرش درآمد ز پا دریغ
وین عرش و فرش سایر و ثابت به جا هنوز
گرم اسیری حرمش خصم و او زدی
چون مرغ سر بریده به خون دست و پا هنوز
تا آسمان کشیده کمان درکمین حق
الا به عمد نامده تیری خطا هنوز
نعش تو پایمال و بنات تو دستگیر
اما بنات نعش فلک خودنما هنوز
کوری نگر که روز به خون خدا بلند
دستی که بود شب به خدا در دعا بلند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به واقعهی کربلا و درد و رنجی که هنوز پس از گذشت سالها از آن حادثه در دل اهل بیت و پیروان آنها باقیمانده، اشاره میکند. او به تأخیر قیامت و حکمت آن میپردازد و میگوید که حتی اگر خون دو عالم در قصاص آن قتل ریخته شود، هیچ تسکینی برای این مصیبت وجود ندارد. شاعر به یادآوری حماسهی عاشورا و بوی خون شهیدان میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که این واقعه نه تنها کهنه نشده، بلکه هر روز تازهتر میشود. همچنین او با تأکید بر ظلمی که به حضرت حسین (ع) و اهل بیت او شده، به نزدیکی و مرتبط بودن ظلم آن زمان با ظلمهای امروز اشاره میکند و نشان میدهد که این حادثه همچنان در دلها و ذهنها زنده است. شعر به نوعی فریاد اعتراض و یادآوری شهادت حسین (ع) و استمرار نالهها و فریادهای او در تاریخ است.