بند ۶۲ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خون خدا چو ریخت به خاک از در ستم
شیرازه ی وجود چرا نگسلد ز هم
دشمن نشان آل علی از جهان سترد
تا نام زشت خویش به عالم کند علم
غافل که این چراغ به کشتن نشد خموش
نوری ز سر بریدنش افزود دم به دم
دردا که شد اسیر حرامی حریم آن
کز احترام او حرم افتاده محترم
چهر یکی ز تاب عطش زرد چون زریر
چشم یکی ز سوز غضب سرخ چون بقم
ز اندوه خویش و شادی دشمن به راه شام
بر بی کسان گذشت دو محشر بهر قدم
هر شام در شکنجه ی یک دودمان غریب
هر صبح در کشاکش یک آسمان الم
بر پور و دخت زخمه ی زنجیر پی در پی
بر طاق و جفت طعنه ی شمشیر دم به دم
هر لحظه داغ و حسرت و اندوه و درد بیش
هر نظره تاب و طاقت وآرام و صبرکم
در هر گذر هزار فلک خوف و باک و بیم
در هر نظر هزار مدر مرگ و رنج و غم
از گریه ی شمرزه و اشک ستاره ساز
دامان و دیده غیرت گردون و رشک یم
هر دم شکنج خواری و سودای سوگ قوم
هر دم گزند زاری و غوغای زیر و بم
گردون نفاق گوهر و گیتی گناه دوست
شامی شقاق شیمه و کوفی جفا ستم
قائم به صدر حکم به کین قاطع طریق
قائد به قید ظلم زمین قائد امم
شد بر یزید ختم علامات کافری
ز آنسان که بر حسین مقامات صابری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره شهادت امام حسین (ع) و مصائب او و خاندانش در واقعه عاشورا سخن میگوید. شاعر با تصویرسازیهایی غمانگیز، از ریختن خون او و اثرات آن بر هستی و جهان مینویسد. او به ظلم و ستم دشمنان اشاره کرده و از درد و رنجی که بر اهل بیت پیامبر (ص) رفته، سخن میگوید. با بیان حال و هوای سخت آن روزها، او عواطفی چون اندوه، حسرت و غمش را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه ظلم یزید و یارانش، حرمت این خاندان را شکسته و آنها را به سختیهای بیپایان دچار کرده است. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که شهادت حسین (ع) نهتنها او را خاموش نکرد، بلکه نور و شعور حقیقت را در دلها پدید آورد.