بند ۶۷ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خود بر تو عرش و فرش نه تنها گریستند
اقطار کاینات سراپا گریستند
بر بی کیست جن و ملک را جگر گداخت
بر تشنگیت دجله و دریا گریستند
تنها نه دوست را دل و جان ز آتش تو سوخت
بر حالت غریبت اعدا گریستند
دل ها تهی نشد چو از آن گریه های خاص
اعیان ملک از همه اعضا گریستند
برحال اهل بیت نبی نشأتین سوخت
تنها همین نه یثرب و بطحا گریستند
از اختصاص این ستم استی که خاص و عام
با هم در این معاهده یکجا گریستند
هرچند سرزد این عمل از مسلمین ولی
در ماتمت یهود و نصارا گریستند
ز اسلامیان تنی به تو یک مو نگشت نرم
لیک از غم تو هندو و ترسا گریستند
برمحنت تو وامق و مجنون ملول و مات
برعترت تو لیلی و عذرا گریستند
دامان چرخ از شفق آمد عقیق خام
یا عرشیان به طارم خضرا گریستند
بزمی نچید ساقی دوران که جای می
خوناب دل نه جام و نه مینا گریستند
بنیان طرح تعزیه ات را خدای ریخت
ز آن سال ها که آدم و حوا گریستند
این تخته ی گل آب شد از فرط التهاب
تا قدسیان به صفحه ی غبرا گریستند
بر این عزیز مصر که صد یوسفش غلام
با دیگران عزیز و زلیخا گریستند
این وقعه از اعالی اسلام اگرچه خاست
اما مجوس و ناصب ازین شیمه عذر خواست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره غم و اندوهی است که بر سرتاسر جهان و موجودات آن در پی یک واقعه دردناک حاکم شده است. شاعر اشاره میکند که نه تنها انسانها، بلکه فرشتگان و جنها نیز برای این مصیبت گریستهاند. دردی که به خاطر فقدان و مظلومیت اهل بیت پیامبر اسلام ایجاد شده، احساسات دلها را به شدت تحت تاثیر قرار داده و حتی دشمنان نیز به خاطر وضعیت غریب پیامبر و اهل بیتش به گریه افتادهاند. در این شعر، تأکید بر همدردی تمامی موجودات و اقوام با درد و رنج اهل بیت و پاسخگویی عاطفی جوامع مختلف، از یهودی و مسیحی تا هندو و دیگر فرهنگها را میتوان مشاهده کرد. این گوسفند جمعی نشاندهنده یک انسانی پر از احساس و همدردی است که از هر مذهبی متأثر شدهاند. شاعر همچنین به قدرت و عظمت این مصیبت اشاره کرده و آن را به تاریخ بشر و داستانهای مذهبی پیوند میزند.