بند ۷۵ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در شرع رسم رأفت و رحمت بنا نبود
یا بود همان به آل پیمبر روا نبود
باید یکی ز مردم دنیاش بشمرند
گیرم حسین در ره دین پیشوا نبود
از منبع عطاو نوا منع آب چیست
گیرم حسین مالک منع و عطا نبود
چون شد حقوق مذهب و اسلام زادگی
گیرم حسین زاده ی خیر النساء نبود
عفو ازگناه بی گنهیش از چه ره نکرد
گیرم حسین شافع روز جزا نبود
سلبش ز سر عمامه و تن بی ردا به خاک
گیرم حسین خامس آل عبا نبود
حب بتول و حرمت قرب رسول کو
گیرم حسین محرم خلوت سرا نبود
تجویز طنز و طعنه و تهجین بر اوکه راند
گیرم حسین لایق مدح و ثنا نبود
اسناد کفر و جهل و جنون بروی از چه وجه
گیرم حسین قاید راه هدا نبود
خوار اینقدر عزیز خدا در میان خلق
گیرم حسین نزد شما اوصیا نبود
پامال کردن آن تن بسمل چه وجه داشت
گیرم حسین تاج سر انبیاء نبود
از خاک و خون چرا کفن آراست دشمنش
گیرم حسین کشته ی کوی وفا نبود
دندان گزای خوک دریغ آهوی حرم
گیرم حسین وارث شیر خدا نبود
برکشته ای چنین نسزد قطع اشک و آه
گیرم حسین رهن گناهان ما نبود
آبی مگر برای خود آری به روی کار
ای دیده در مصیبت این کشته خون ببار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان مصائب امام حسین (ع) و جایگاه والای او در اسلام میپردازد. شاعر با تردیدهایی مواجه میشود و بهطور متناوب میگوید "گیرم حسین ..." تا به تضعیف مقام او پرداخته و در عین حال این تردیدها را با تأکید بر عظمت و اهمیت او در دین و نسبت به پیامبر (ص) به چالش میکشد. او به مسائلی مانند منع آب، عفو از گناه، احترام به مقام اهل بیت و ستمی که بر امام حسین (ع) روا داشته شده اشاره میکند و در نهایت بر این موضوع تأکید میکند که این بدیها و ستمها بر چنین شخصیتی شایسته نیست. شاعر با بیان این نکات، عشق و وفاداری خود را نسبت به امام حسین (ع) و درک عمیق از مقام او ابراز میکند.