بند ۷۸ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نفسی که خواند از در حشمت پیمبرش
خون خدا ببین که چها رفت بر سرش
از تن سرش به نوک سنان رفت در هوا
پس پایمال پهنه ی کین گشت پیکرش
خونی که نسبتش به خدا بود ز احترام
آمیخت خصم خیره به خون های دیگرش
شاهی که روز رزم سزاوار شأن اوست
چندین هزار فوج ملک در معسکرش
در کربلا برابر یک دشت کینه خواه
هفتاد و یک تن از همگان بود لشکرش
نوری که در لطافتش از تن به تب
عریان در آفتاب تن افتاد بی سرش
جسمی که بود خاک رهش بوسه گاه روح
کردند شرحه شرحه به شمشیر و خنجرش
شمعی که کرد روح قدس اخذ نور از او
افکند دست حادثه در راه صرصرش
روشن شد آتشی به بلایای او که سوخت
شش سوی تا نهم فلک از نیم اخگرش
فرسود خیزران شد و آمود خاک و خون
لعلی که بوسه داد پیمبر مکررش
جان بر شهادتش همه تعجیل و حرص بود
دل سوختی ولیک بر احوال خواهرش
بر طفل شیرخوار شهیدش جگر نسوخت
چندانکه در غم دو یتیم برادرش
اندیشه ی اسیری فرزند و زن به جان
نگذاشت جای ماتم عباس و اکبرش
دست از سرش عدوی ستم باره برنداشت
با آنکه استخوان شده با خاک همسرش
خونش به خاک معرکه از جسم پاک ریخت
زین آتش آب حق همه الحق به خاک ریخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن اشاره به واقعه عاشورا و شهادت امام حسین (ع) دارد. در این شعر به عظمت و مقام امام حسین پرداخته شده و توصیف میشود که چگونه او در میدان کربلا با شجاعت و افتخار در برابر دشمنان ایستاد. خون امام حسین که بهعنوان نماد پاکی و قربانی برای حق مطرح شده، به زمین ریخته و به نوعی، توهین به جایگاهش محسوب میشود. علاوه بر این، شاعر از احساسات عمیق امام حسین نسبت به خانوادهاش و مصائب آنها بهویژه وضعیت خواهرش، زینب (س) و یتیمان برادرش سخن میگوید. در نهایت، این شعر به عظمت و جاودانگی پیام امام حسین و ارزشهای انسانی که در راه حق جان خود را فدای آن کرد، اشاره دارد.