بند ۸۲ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون صدر دین امام مبین مقتدای راد
دل سان وحید در صف کرببلا فتاد
آمد به خیمگه پی بدرود اهل بیت
تسکینشان به صبر و تسلی به اجر داد
هم در وداع حمد خدای مجید کرد
ز آن پس زبان به نعت رسول امین گشاد
پس بر فزع وعید و مالی بزرگ راند
بر صابری نوید ثوابی شگرف داد
بگشود عقد خاطر و بربست رای حرب
دل سرد از جدایی و جان گرم بر جهاد
پا در رکاب سخت و لگامش به دست سست
پهلو نبی برابر آن ناکسان ستاد
اتمام حجت از همه در کرده گفت پس
هان ای سر سپه پسر سعد شوم زاد
بیگانه ز آشنای قدیمی کرانه جوی
درباره منت چه شد آن مایه اتحاد
چون شد که سال های درازت زیاد رفت
آن دعوی ارادت و آن لاف اتحاد
عزمت چرا سوابق صحبت به پا فکند
حزمت چرا سو الف الفت ز کف نهاد
تعریف جاه و منصب و مالت گر از غرور
یک باره رفت آیت قربی چرا ز یاد
با ما مصاف و لاف مسلمانی ای عجب
لعنت بر این نفاق کند شرک و ارتداد
گفتم هر آنچه قابل آنی ولی چه سود
اندرز من به گوش قبول تو بود یاد
برداشت هر که کامت و نافت هر آنکه چید
بالفطره کاش دست و زبانش بریده باد
چار اسبه رو به آتش ممدود می روی
هشدار هان که پشت به مقصود می روی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع وداع امام حسین (ع) با اهل بیتش در کربلا اشاره دارد. او پس از بیان سپاسگزاری از خداوند و نعت پیامبر (ص)، به حامیانش وعده میدهد که صبر و پاداشهای بزرگ را آیندهای نویدبخش میکند. او از سرسختی و عزم خود برای مبارزه یاد کرده و به نفاق و دورویی برخی از مریدانش انتقاد میکند. این شعر همچنین به موضوع وحدت و اتحاد در میان مسلمانان اشاره دارد و به بیوفایی کسانی که زمانی ادعای دوستی و همبستگی داشتند، پرداخته است. امام حسین (ع) میگوید که کسانی که به اصول مسلمانی پایبند نیستند، در مسیر نادرستی قدم گذاشتهاند.