نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بند ۸۹ صفایی جندقی

صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

طی کن دلا به پای رجا راه کربلا

بسپار سر به تربت فرگاه کربلا

با تنگی انس و رز به سختی صبور زی

سهل است محنت گه و بیگاه کربلا

از حر و برد دور همینت دو چیز بس

آبت ز اشک و آتش ز آه کربلا

پرتو ز عرش ملک گذشتش ولی چه سود

یک نی فزون بلند نشد ماه کربلا

از عظم جای و عز جوارش عجب نیست

برده است سبقت ار به حرم جاه کربلا

پیداست کز کرامت قبر دو ذوالکرم

رفعت ز عرش یافته پاگاه کربلا

انبوه این مصائبش از مرگ و زندگی

یکسان نموده رغبت و اکراه کربلا

پیراهنش به چنگ سگان درنده ماند

این یوسف افتاده چو در چاه کربلا

خوش دار دل کش آب به نیران سراب شد

آن کو بسوخت خیمه و خرگاه کربلا

حکم قصاص قاتل وی زجر سرمدی است

افتاد این محاکمه دل خواه کربلا

ز آن در که جای کیفر آن مایه ظلم نیست

عرض زمان و مدت کوتاه کربلا

صدق از ریا شناسد و کژی و راستی

غافل مپای از دل آگاه کربلا

بودش سبک تر از پر کاهی به دوش دل

آن کوه کوه آفت جانکاه کربلا

آلایشم پر است صفایی ولی چه غم

چشم شفاعتم بود از شاه کربلا

امیدم آنکه وا نگذارد مرا به من

اصلاح کار من کند از فضل خویشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف مصائب و جانفشانی‌های شهدای کربلا می‌پردازد. شاعر از عشق و ارادت به کربلا و پیشوایان آن سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که تحمل سختی‌ها در این مسیر آسان‌تر است. او از درد و رنج‌های موجود در کربلا، از جمله آب و آتش، یاد می‌کند و به عظمت و مقام والای شهدای کربلا اشاره می‌کند. شاعر همچنین از قصاص و عدالت سخن می‌گوید و بر اهمیت صدق و راستی تاکید می‌کند. در نهایت، او به امید و شفاعت از امام حسین (ع) و اصلاح کار خود می‌اندیشد.