نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بند ۹۱ صفایی جندقی

صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر گه به سیر لاله نظر در چمن کنم

یاد از علی اکبر گلگون کفن کنم

اوراق گل چو بنگرم آمود خاک و خون

نسبت به نعش قاسم خونین بدن کنم

شاخی چو سبز و تازه ز نخلی فتد جدا

گشتن جدا تصور دستی ز تن کنم

یاد از دو دست میر علمدار کربلا

عباس آن دلاور اژدر فکن کنم

تا گشت نخل و نسترنش چنگ سود خاک

حاشا که رای سرو و هوای سمن کنم

جاوید نفس ناطقه لال آید از مقال

گر شرحی از سکینه ی شیرین سخن کنم

گر ممکن آیدم همه کیهان فراز و شیب

در هر قدم به سوگ تو صد انجمن کنم

زانگیز حزن و حسرت و اندوه این عزا

دل ها به سینه ها همه بیت الحزن کنم

تا داغ لعل و جزع تو نقشم بدل شود

نام از بدخش رانم و یاد از یمن کنم

تنها به تاب شورش سودای کربلا

آشفته تر ز زلف شکن برشکن کنم

از باز پس افتادن عهد بلای وی

تا رستخیز سرزنش خویشتن کنم

او تشنه وگرسنه سزد جای آب و نان

من خاک و خون سرشته به هم در دهن کنم

دل سرد بر بقای تن از داغ یان غریب

در بنگه فناست روا گر وطن کنم

ذکر مصیبتی که خدا بایدش سرود

دارد کمال نقص بیانی که من کنم

دامان و دست و دیده و دل پاک کرده اند

اصحاب وی که ثوب ریا چاک کرده اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به یادآوری مصائب عاشورا و شهدای کربلا پرداخته است. شاعر با بیان تصاویری از دلاوری و فراق علی اکبر و عباس (علیهما السلام) و دیگر شهدا، احساس غم و اندوه عمیق خود را ابراز می‌کند. او به سراغ یادآوری لحظات تلخ کربلا می‌رود و به وصف حال خود در این مصیبت می‌پردازد. همچنین، در این شعر، تذکر به نقش وفاداری یاران امام و پاکی آن‌ها در عرصه نبرد وجود دارد. شاعر هر بار که به یاد کربلا می‌پردازد، به عمق احساس خود و ارتباط عاطفی‌اش با این واقعه فجیع اشاره می‌کند.