بخش ۱۳۳ - السر صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شنو از سر و سر حق نگهدار
که هر سر دار گردد زود سردار
بود سر آنکه در ایجاد از وی
بشیئیت بود مخصوص هر شیء
از آن شد نزد اهل حق محقق
که حق را هیچکس نشناخت جز حق
نه او را غیر او کس گشت طالب
محب اوست هم او بیشوائب
هر آن آگه زعین ما خلق شد
بسر ذات خود عارف بحق شد
چو او را طالب الا سر او نیست
محب او جز آنوجه نکونیست
نبی کو را بحق بد تام حبی
عرفت گفت زان ربی بریی
گر این سر یافتی اسرار دانی
بعرفان محرم این آستانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی جایگاه حق و شناخت آن میپردازد. اشاره دارد که تنها حق میتواند حق را بشناسد و کسی که حقیقت را درک کند، به محب و عارف حق تبدیل میشود. همچنین سفر به سوی حق و شناخت اسرار آن تنها از طریق محبت به حق و آگاهی از ذات آن ممکن است. در نهایت، شعر دعوت میکند به جستجوی این سرّ و اسرار و ورود به عالم عرفان.