نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۰۳ - العارالعظیم صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دگر عار عظیم اندر ضمیرت

که شد تفسیر بر مقت کبیرت

ز نقص عهد می‌باشد اشارت

که هست از قول بیفعلت امارت

اگر در جمع مردان داخلی خود

همان میگو که بروی عاملی خود

بهیچ اندازه‌ئی قابل نباشی

که گوئی آنچه را عامل نباشی

ز گفتاری که دروی نیست کردار

حذر کن تا نگیرد در گلوخار

ز قول بی‌حقیقت نزد معبود

نبد مبغوض‌تر ز اشیاء مردود

ز حق بر تک اینحال از متانت

روا باشد که جوئی استعانت

بسا لعنت بر آن دستار و ریش است

که کذبش بر خدا و خلق و خویش است

غرض لفظی که او بی‌اعتبار است

به پیش اهل غیرت سخت عار است

هر آن قولی که دروی نیست افعال

نباشد صاحبش را رو باقبال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اثر به نقد عظمت و اعتبار برخی افراد می‌پردازد و به این نکته اشاره می‌کند که اگر فردی فقط در گفتار بزرگ باشد و در عمل هیچ تحرکی نداشته باشد، این خود عار و shame است. او به عواقب ناشی از عمل نکردن به عهد و پیمان‌ها می‌پردازد و بیان می‌کند که در مقابل خداوند و دیگران، گفتار بی‌عمل به شدت مورد تنفر است. همچنین تأکید می‌کند که افرادی که در ظاهر دیندار به نظر می‌رسند، ولی در باطن دارای کذب و دروغ هستند، نه تنها از خداوند بلکه از دیگران نیز منفور خواهند بود. به طور کلی، شاعر بر اهمیت سازگاری گفتار و کردار تأکید می‌کند و آن را نشانه‌ حق‌گویی و اعتبار انسان می‌داند.