نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۴۷ - عبدالجلیل صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نمایم واقف از عبدالجلیلت

که هست او در جلالتها دلیلت

حق او را ساخت مرآت کمالش

که باشد مظهر وصف جلالش

جلال حق چو او در ما سوا دید

وجود خود ز اجلالش فنا دید

نذلل پیش هر شیئی بحق کرد

جلال حق نشان درما خلق کرد

چو موجود حقیقی ذوالجلال است

ز بهر غیر او هستی محال است

از آن صوفی نبیند ما سوائی

سوای اوست معدم اربجایی

هر آن ز اشیاء جلال کبریا دید

شهنشه را مساوی با گدا دید

چو در این هر دو اجلالش عیانست

ز دو لاشیئی باقی مستعانست

تجلی کرد چون اسم جلیلش

هر آن شیئی است از هیبت ذلیلش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره جلال و عظمت خداوند و تأثیر آن در وجود انسان‌ها و مخلوقات دیگر صحبت می‌کند. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که جلال حقیقی فقط در وجود خداوند است و هر چیزی که در وجود دارد، از عظمت او ناشی می‌شود. او تأکید می‌کند که در برابر جلال خدا هیچ موجودی نمی‌تواند به هویتش پایدار بماند و همه‌ی مخلوقات در حقیقت از شکوه و عظمت او متأثر هستند. همچنین، شاعر بر این نکته تاکید می‌کند که در نظر خداوند، همه چیز برابر است و تفاوتی میان شاه و گدا وجود ندارد، زیرا همه تحت تأثیر جلال کبریای او هستند.