نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۳۹ - قابلیه الظهور صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دگر هم قابلیت در ظهور است

که آن اول محبت در حضور است

بحسن خویش آن حب جمیل است

وزان «احببت ان اعرف» دلیل است

بحسن خویش مایل بود و خود بود

که خود را در مرا یا جمله بنمود

مرا یا هم نبود الا نمودش

نمودش هم نبود الا وجودش

«خلقت الخلق» یعنی هر چه قابل

نمودش را بد آمد در مقابل

چراغی می‌نهی ضوئی کز او تافت

مراتب را نکو جست و نکو یافت

نباشد غیر یکضوء آن مراتب

ولی هر رتبه در حدی مناسب

تو می‌خوان رتبه‌ها را قابلیات

بر آنها اصل و بودی نیست بالذات

خود اضواء از چراغی لاعلاج است

مراتب بلکه خود عین سراجست

خود آن رتبه که او اقرب بنور است

نشان قابلیت در ظهور است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفهوم قابلیت و ظهور در فلسفه و عرفان می‌پردازد. نویسنده به رابطه‌ عشق و زیبایی اشاره می‌کند و می‌گوید که محبت واقعی به زیبایی ذاتی مرتبط است. همچنین، وجود و وجود نداشتن را در قالب نمود و حقیقت شرح می‌دهد. هر چیزی که خلق شده، نمودی از وجود پنهان است و هر مرتبه از وجود به نوعی نور و روشنی خاص خود را دارد. در نهایت، متن به این نکته می‌رسد که رابطۀ بین قابلیت و ظهور در مرتبه‌های مختلف وجود، نشان‌دهندۀ حضور ذاتی نور حقیقت است.