نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۴۰ - قاب قوسین صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شنو از قاب قوسین این اشارت

شد آن از قرب اسمائی عبارت

تقابل بین اسماء باعتبار است

که در امر الهی بر قرار است

مسما گشت بر دور وجود او

مثال دائره اندر نمود او

چو ابداء و اعاده و فاعلیت

نزول و هم صعود و قابلیت

بحق این اتتحاد است و معیت

تمیزش لیک باقی از دوئیت

خود اثنینیت اینجا اعتباریست

وجود از فرق و تمییز تو عاریست

فنای تام در در وی محق و طمس است

چو ذره‌کان فنا در ذات شمس است

رسومات صفات و ذات و افعال

شود کلی فنا در ذات فعال

نباشد ذره را هرگز وجودی

که دارد در نظر کاهی نمودی

نمودش نیست هم جز اعتباری

نه هستی باشد او را نه قراری

ز ذکر هستی‌ام نطق از بیان رفت

خود این هستی موهوم از میان رفت

حدیث آمد به پیش از ذات هستی

نماند آثاری از ذرات هستی

الا ای آنکه واحد در وجودی

نباشد جز تو را بود و نمودی

بذات خویش سلطانی و مالک

بخود باقی و باقی جمله هالک

صفی را منقطع از ما خلق کن

بکلی روی قلبش سوی حق کن

نداند تا وصولی یا فنائی

نیابد با خدا غیر از خدائی

شود خارج ز حد قاب قوسین

نه در یادش احد ماند نه اثنین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی موضوع وحدت وجود و تفاوت میان اسماء و ذات الهی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که نام‌ها و صفات خداوند در واقع به اعتبار وجود انسان‌ها هستند و در حقیقت، ذات الهی فراتر از هر تقسیم و دوگانگی است. او اشاره می‌کند که وجود مادی و دنیاوی، تنها ظاهری و اعتباری است و در حقیقت، هر ذره‌ای از وجود، همان‌گونه که در نور خورشید محو می‌شود، در ذات الهی نیز فنا می‌شود. در ادامه، شاعر همچنین به این نکته اشاره می‌کند که در عالم وجود، فقط یک حقیقت هستی وجود دارد و سایر موجودات به‌طور نسبی و موقت هستند. بنابراین، انسان باید به‌سوی حق و ذات الهی توجه کند و از دوگانگی‌ها و محدودیت‌های دنیوی دور شود. در نهایت، او از خواننده می‌خواهد که تمام توجه خود را به خداوند متمرکز کند و در پی شناخت حقیقی ذات الهی باشد.