بخش ۳۶۱ - کیمیاءالعوام صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
یکی هم کیمیا خاص عوام است
وی استبدال گوهر بر رخام است
ز کف هشتن متاع اخر ویرا
بدل بستن حطام دنیوی را
علو را دادن و دانی گرفتن
بقا را هشتن و فانی گرفتن
کند بر بوته زری کیمیاگر
مبدل برنحاس او را شود زر
هوای کیمیایش بر گزاف است
مرادش جمله برعکس و خلافست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف کیمیا و کیمیاگری میپردازد. کیمیا به معنای تبدیل چیزهای بیارزش به ارزشمند است. در اینجا شاعر به نوعی از کیمیاگری اشاره دارد که در آن ارزشهای دنیوی و مادی (مانند طلا) را به جای دانش و آگاهی (که ارزش واقعی است) تبدیل میکند. کیمیاگر در حقیقت، آنچه را که بیارزش است (مانند مس) به طلا تبدیل میکند، اما این تبدیل در نهایت ناپایدار و فانی است. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که آرزوها و خواستههای انسانی معمولاً برعکسِ آنچه که باید باشد، اندیشیده میشوند.