بخش ۴۳۴ - منقطع الوحدائی صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دگر از منقطع وحدانیت طمع
اگر باشد بود آنحضرت الجمع
که از غیر اندر آن عین و اثر نیست
تکثر اندر آنجا معتبر نیست
بود آن گر که دانی نفی آثار
محل انقطاع عین اغیار
نه در جمع الاحد گنجد عبارت
در آنجا منقطع باشد اشارت
شد آنحضرت وجودار با شدت سمع
دگر موسوم شد بر حضرتالجمع
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره مفهوم وحدت در وجود و نفی کثرت است. شاعر بیان میکند که اگر وحدت حقیقی وجود داشته باشد، نشانهای از کثرت در آن نیست. در این نقطه، اشاره به وجود یک حقیقت مطلق میشود که هیچ نشانهای از تفاوت و جدایی ندارد. در واقع، او تأکید میکند که در مقام حقیقی، عبارتی برای کثرت وجود ندارد و همه چیز به یک حقیقت واحد برمیگردد. به همین دلیل، وجود آن حقیقت (حضرت الجمع) به شدت با شنیدن و درک عمیق پیوند دارد.