نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۴۷ - تدقیق فی‌النفس صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو دانستی رؤس هفتگانه

کنون بشنو هم از هر یک نشانه

چو آمد دزد در کاشانه تو

شود پنهان ز اهل خانه تو

شوند اهل سرا چون جمله در خواب

برد ره بر حریر و زر و سنجاب

نیاید ور بدست او نفیسی

شود قانع باشیاءء خسیسی

نفایس چیست اخلاق و معارف

خسایس زان پس اعمال مرادف

چو نفس اندر سرای سینه تو

کمیت گیرد پی نقدینه تو

برد گرد نقد اخلاق و عقاید

عملها جمله مغشوش است و فاسد

و گر برگشت از مخزن تهی دست

زبونی کو بود نقدینه چون هست

باین معنی که ز اعمال ارزیان کرد

تدارک از معارف می‌توان کرد

تو پنداری که در فعلت گنه نیست

هوای نفس دون را در تو ره نیست

بزهد و قدس و تقوی بی‌نظیری

ندانی در چه اغلالی اسیری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی و تحلیل اخلاق و معارف انسان می‌پردازد و به تشبیه قدرت درون انسان به دزدی اشاره می‌کند که در خانه او پنهان می‌شود. هنگامی که انسان غرق در خواب غفلت است، ارزش‌های واقعی‌اش مورد سرقت قرار می‌گیرد. این سرقت، به نقص اخلاق و رفتار فرد منجر می‌شود و در نهایت او را از درک و شناخت اخلاق و معارف درست باز می‌دارد. شاعر با اشاره به اینکه اعمال و رفتار انسان بدون شناخت واقعی ارزش‌ها مغشوش و فاسد است، به خواننده هشدار می‌دهد که تحت تأثیر هوای نفس خود قرار نگیرد و واقعیات درونی‌اش را بشناسد؛ چرا که ممکن است در شرف اسیری اخلاقی و معنوی باشد. در نهایت، شاعر از ضرورت بازنگری در اعمال و جستجو برای معارف و ارزش‌های واقعی سخن می‌گوید.