بخش ۴۵۲ - علامه دفع التکبر صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نشانی از تواضع وز تکبر
تو را گویم هم ار داری تدبر
تواضع کان ز بهر مال و جاهست
خلاف امر و تعظیم الهست
دگر اقسام آن بسیار باشد
یکی از عجب و استکبار باشد
تواضع باشدش عین تکبر
کند بر کبر و خود بینی تفاخر
دگر از احتیاج و افتقار است
دگر از ضعف نفس و اضطرار است
دگر باشد بعنوان تملق
دگر باشد باظهار تخلق
در اغلب از ره امید و بیم است
بنادر جائی از طبع کریم است
تواضع نیست کز دلخواه باشد
خضوع مرد رهلله باشد
تواضع گر نمائی با غرض تو
که هم خواهی تواضع در عوض تو
خضوع از مردمت باشد توقع
برنجی گر بجا نامد تواضع
دلیل است اینکه آن رأس تکبر
بجا باشد نه قطع اندر تصور
تواضع ور ز خلقت در نظر نیست
بتن آندیو را ازکبر سر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تواضع و تکبر صحبت میکند و به ارتباط بین آنها میپردازد. شاعر به ما میگوید که تواضع واقعی فراتر از رفتارهای ظاهری است و نباید به خاطر مال و مقام باشد. تواضع میتواند به دلایلی مانند عجب، استکبار، نیاز، ضعف، تملق یا نمایش شخصیت باشد. تواضع حقیقی به معنای خضوع برای خداوند است و اگر تواضع با نیتهای شخصی و اهداف دنیوی باشد، در واقع نوعی تکبر و خودبینی محسوب میشود. شاعر تاکید میکند که تواضع باید از درون و با خلوص نیت باشد و نه برای جلب توجه دیگران. در نهایت، تواضع واقعی از سر کبر و خودخواهی سرچشمه نمیگیرد.