نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۹۹ - الوصل صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تووصل آنوحدتی دان کو حقیقی است

بسویش انفصالی مطلقا نیست

از آن باشد مگر پیوند محکم

میان ظاهر و باطن مسلم

شود تعبیر هم از سبق رحمت

نبود آن سبق رحمت جز محبت

بآن «احببت ان اعرف» اشاره است

ظهورش را بعلت استعاره است

دگر تعبیر شد این وصل عظما

ز قیومت حق بهر اشیاء

باو شد متحد اوضاع کثرت

ببعضی متصل بعضی ز وحدت

شد آن مجمل بکثرتها مفصل

هم آخر متحد با اصل اول

ز حیث اتصال کل کثرت

که بعضی را به بعضی شد به نسبت

بکثرت اتحادی آمد از وصل

تفرق وحدتش هم یافت از فصل

تعدد یافت آن کو ببعدد بود

تفرق جست جمعی کو احد بود

شناسد گفت جعفر هر که از اصل

حرکت از سکون و فصل از وصل

رسد در حال توحیدش قراری

شود در معرفت کامل عیاری

بتعبیر دگر کانهم خطا نیست

مراد از وصل مطلق جز فنانیست

فنا عبدی در اوصافت یکتا

که آن باشد تحقق خود باسما

هم آن تعبیر بر احصای اسماست

که محصی را تحقق زان بمعناست

رسید اندر خبر کاحصای اسما

کند هر کس بود جنّت مرا ورا

نه هر محصی بجنت گشت داخل

مگر کورا معانی گشت حاصل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره ارتباط و وحدت واقعی بین ظاهر و باطن است. بیان می‌کند که این ارتباط تنها از طریق محبت و رحمت قابل تحقق است. وصل و جدایی در حقیقت وجود ندارد و هر چیزی که وجود دارد، باید از یک اصل واحد ناشی شده باشد. تعدد و کثرت در عالم، در واقع از همان وحدت سرچشمه می‌گیرد. به عبارت دیگر، همه موجودات به نوعی با هم در ارتباط هستند و این ارتباط به شناخت و معرفت عمیق‌تری منجر می‌شود. در نهایت، رسیدن به یک شناخت عمیق و وحدت با اصل، فرآیند شناختن اسماء خداوند و تحقق در معانی آن‌ها را نیز شامل می‌شود.