نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۰۰ - وصل‌الفصل صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز وصل الفصل بشنو گر برانی

که جمع‌الفرق باشد بیگمانی

ظهور وحدت آمد آن بکثرت

ز وحدت فصلها را هست وصلت

بمعنی اتحاد کثرت آمد

تشتت را باو جمعیت آمد

هزاران گونه گل در گلستانند

که با هم مختلف اندر عیانند

بکشل و رنگ و فعل و طبع و تأثیر

نماید مختلف هر یک بتصویر

ولیکن متحد در انتسابند

از آن نسبت که مستظهر بآبند

کجایی آب بر جا باغ و ورودیست

نشان از اختلاف زوج و فردیست

به صورت گرچه با هم در تضادند

بمعنی در کمال اتحادند

مثال است این نه مثل ارناقص آمد

مثال نادر بجائی خالص آمد

بود پس وصل فصلی سر وحدت

که بر وی متحد شد حیث کثرت

بدینسان نیز فصل الوصل یکرو

ظهور کثرت اندر وحدتست او

چو کثرت فاصله اندر تقاضاست

ز بهر و صل وحدت وین هویداست

تکثر گشت در کل مراتب

بآثار تعینها مناسب

که موجب مر تنوع را بحاصل

ظهور وحدت آمد در قوابل

یکی دان وجه وحدت را که یکتا

نماید مختلف اندر مرایا

بهر جائیست مرآتی معین

ز جمله گر یک وجه احسن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره مفهوم اتحاد و کثرت است. نویسنده به بررسی نقطه‌ای می‌پردازد که در آن تفاوت‌ها و تنوع در عالم وجود هم‌زمان با وحدت و یکپارچگی در ارتباط هستند. به طور خاص، اشاره می‌کند که اگرچه اشیاء و موجودات به ظاهر مختلف و متنوع هستند، اما همگی به یک اصل واحد وابسته‌اند. این تنوع در رنگ، شکل و اثرات آن‌ها وجود دارد، ولی در عین حال همگی نشانه‌ای از یک وحدت بالاتر هستند. نویسنده با استفاده از مثال گل‌ها در یک گلستان، نشان می‌دهد که در کنار تفاوت‌های ظاهری، همگی در حقیقت به یک منبع مشترک وابسته‌اند. همچنین با بیان اینکه برای رسیدن به وصلی که وحدت را نمایان می‌کند، کثرت و تنوع در جهان ضروری است، به این نکته می‌پردازد که این اتحاد در کثرت، نهایتاً به ظهور معنای عمیق‌تری از وحدت منجر می‌شود. در نهایت، اهمیت نگاه به اتحاد در پسِ تنوع تأکید می‌شود و نویسنده از خواننده می‌خواهد که به این وجه از واقعیت توجه کند.