بخش ۵۰۲ - الوفاء بالعهد صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
وفا بالعهد آن باشد که عاشق
برون آید ز عهده عهد سابق
با قراری که کرد او در بدایت
بتعظیم روبیت بغایت
الست ربکم را او بلی گفت
بآخر گوید آنرا کابتدا گفت:
ز عامه از بیم و امید است
عبادت از ره وعد و عید است
ولی مر خاصگانرا از غرض نیست
عبودیت بآمال و عوض نیست
وقوف او را باعمال و اوامر
معالامر است و محض حب آمر
بود از بهر خاص الخاص در کیش
برون رفتن ز حول و قوه خویش
محب را گشت صون قلب مرغوب
که ره دروی نیابد غیرمحبوب
بنزد آنکه در عهد است جازم
وفا بر عهد را هست از لوازم
که بینداز خودار نقس و وبالی است
هم از رب باز هر حسن و کمالی است
نقایص راز خود داند که با اوست
کمالی هم نبیند جز که از دوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره وفا به عهد و ارتباط آن با عشق و محبت است. شاعر به این موضوع اشاره میکند که عاشق باید از عهدهای که در آغاز رابطه بر عهده گرفته خارج شود و به تعهداتی که در ابتدا قبول کرده، پایبند باشد. در اینجا بحثی درباره اینکه عبادت و انجام اعمال به چه منظور است مطرح میشود؛ برای عموم از روی امید و ترس است، ولی خاصان از جانب خالصی و محبتی عمیق دست به عبادت میزنند. وفای به عهد برای عاشق واقعی ضروری است و او باید از خودخواهی و مشکلات خویش دور شود. در نهایت، عاشق باید به حسن و کمال الهی ایمان داشته باشد و به دنبال واصل شدن به محبوب برآید.