بخش ۵۲ - التلوین صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دگر بشنو ز صوفی شرح تلوین
که از حالت رهرو گشته تعیین
بود آن احتجاب از حکم عالی
بآثار و مقام و حال دانی
بجا بگذاشتن حال سنی را
مقید گشتن احوال دنی را
بود برعکس این تلوین دیگر
که سالک را بود در سیر آخر
در آن حال بقا بعد از فنا دان
تجلیهای اسمائی بجا دان
بنزد بعضی این اعلی مقام است
ولی در نزد قومی ناتمام است
شد اندر فرق بعدالجمع چون غرق
حجابش گر نباشد کثرت فرق
باین معنی یقین اعلی مقام است
تمکن را نهایت لا کلام است
نخواهد شد ز تمکین مقرر
ز شأنی مشتغل بر شأن دیگر
وگر گردد همی ز آثار کثرت
موحود محتجب از حکم وحدت
یقین میدان توزین تحقیق خالص
که این تلوین بود ناچار ناقص
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، صوفی به توصیف حالاتی از سیر و سلوک سالک میپردازد. او از تلوین و تغییرات در احوال سالکان سخن میگوید که نشاندهندهٔ انتقال آنها بین مراحل مختلف سیر و سلوک است. در یکی از این مراحل، سالک به حالتی از احتجاب و فاصله از مرتبهٔ بالای خود دچار میشود و در دیگری به حالتی از بقا پس از فنا میرسد، که به معنی تجلی اسمهای الهی است. بعضی این مقام را عالی میدانند، در حالی که برخی دیگر آن را ناتمام میشمارند. این تمایز در ادراک اهل معرفة به وضوح نمایان است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که رسیدن به مقام اعلا نیازمند از بین بردن کثرت و توجه به وحدت است و این سیر و حال، همواره با نقصها و چالشهایی همراه است.