نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۴ - الثقه صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ثقه بر رزق مقسوم اعتماد است

بر احکام قدر هم انقیاد است

دگر تصدیق اخبار مبین است

دگر تصدیق کل مرسلین است

بدین حق وثوق ازهر جهاتست

ثقه گر نیست دل دور از نجات است

بقول معتمد گر اعتمادت

نشد حاصل نخواهد شد مرادت

عجب کاندر سلوکی رهبرت نیست

عجبتر آنکه قولش باورت نیست

تو را اگر در طریقی عزم باشد

مرو تنها که دور از حزم باشد

جماعت رحمت آمد با کسی باش

بتصدیق نظر با مونسی باش

یکی ز احکام لازم با تو گویم

نشان مرد حازم با تو گویم

بود حزم آنکه گر حرفی بمنقول

نیوشی‌ وان بود خارج ز معقول

تو حمل آن بصحت بیشتر کن

پس آنگه باز تجدید نظر کن

اگر آخر شد آن صدق امتیاز است

و گر کذب است چشم عقل باز است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به اهمیت اعتماد و وثوق در زندگی و نسبت به رزق مقسوم اشاره می‌کند. او می‌گوید که اعتقاد به احکام الهی و پیروان حق از جمله ضروریات است و بی‌اعتمادی ممکن است انسان را از نجات دور کند. همچنین، او بر اهمیت مشورت با دیگران تأکید می‌کند و یادآور می‌شود که در مسیر زندگی، نباید به تنهایی اقدام کرد. حزم و احتیاط را از ویژگی‌های یک انسان عقلانی می‌داند و بر این نکته تاکید می‌کند که باید به صحت مسائل با دقت توجه کرد و پس از بررسی دقیق نظر نهایی را اتخاذ کرد. در نهایت، او بر این باور است که اگر افراد صدق را درک کنند، به متمایز شدن در زندگی دست خواهند یافت، اما اگر دروغ بشنوند، عقلشان باید بیدار بماند.