نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۵ - باب الجیم الجذبه صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود جذبه اگر پرسی عنایت

کر رهرو را رساند بر نهایت

کند او را مهیا هر چه محتاج

به طی منزلست و قطع منهاج

بدون کوشش و جهد و تکلف

که باشد در قصور آن تاسف

ولی آن جذبه رهرو را پناهست

نه هر کس قابل جذب اله است

هر آنکو حاضر خدمت نباشد

ز شه شایسته خلعت نباشد

خداوندا صفی را منجذب کن

سوی خود قلب او را منقلب کن

چنان جذبی که از وی در نیاید

ز دیدارت بخود دیگر نیاید

چنان جذبی که دور از شه نگردد

بسوزندش اگر، آگه نگردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جذبه الهی و تأثیر آن بر رهروان راه معرفت و حقیقت است. شاعر بیان می‌کند که اگر جذبه‌ای از سوی خداوند باشد، می‌تواند مسافران را به مقصد نهایی خود برساند و آنها را از هر آنچه نیاز دارند، مهیا کند. این جذبه، بدون نیاز به تلاش و کوشش فرد، برای او پناهگاه می‌شود. اما تنها افرادی که آماده خدمت و جستجو هستند می‌توانند از این جذبه بهره‌مند شوند. شاعر از خداوند می‌خواهد که دل صفی را به سوی خود جذبه کند، به طوری که پس از این تجربه، هیچگاه از یادش نرود و از نزدیک شدن به خداوند دور نشود.