نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ صفی علیشاه

صفی علیشاه / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شستند بمی خرقه آلوده ما را

کردند منزه ز دغل دوده ما را

بشکست و فرو کوفت چو در هاون تسلیم

بر باد فنا داد فلک سوده ما را

بود از کرم پیر خرابات اگر داد

صد‌ گونه عطا خدمت بیهوده ما را

ای شیخ مبر وقت خود از وعده معدوم

در میکده بین نعمت موجوده ما را

رفتیم تهی دست بمیخانه که کردند

پیموده‌تر این ساغر بیموده ما را

افزود بما پیر مغان زاهد اگر کاست

هرگز نتوان کاستن افزوده ما را

می‌گفت صفی بر در میخانه که از عشق

معمار ازل ریخته شالوده ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف حال و هوای خود و تجربیاتش در میکده و با دوستانش می‌پردازد. او از شستشوی خرقه‌ آلوده‌اش و پاک شدن از ناپاکی‌ها سخن می‌گوید و به تأثیر فلک بر زندگی‌اش اشاره می‌کند که او را به فنا فرستاده است. همچنین از کرم پیر میخانه یاد می‌کند که اگرچه ممکن است خود و نعمت‌هایی که دارند بیهوده باشد، اما در این حال، مقام و ارزش این نعمت‌ها را نادیده نمی‌گیرد. شاعر به پرتلاطم بودن زندگی و تأثیر عشق بر وجودش اشاره می‌کند و در نهایت به اینکه عشق اساس وجود او را شکل داده است، تأکید می‌کند.