شمارهٔ ۲۹ صفی علیشاه
صفی علیشاه / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در عشق تو آن بهره که حاصل شود آخر
خونیست که جاری به رخ از دل شود آخر
مژگان تو صف بسته چنین بی سببی نیست
بر هم زن صد قوم و قبایل شود آخر
بر زلف تو دلبستگی ما به خطا نیست
دیوانه گرفتار سلاسل شود آخر
اول به غمت سهل سپردم دل و غافل
کز زلف تو کارم همه مشکل شود آخر
جز فکر تو از خاطر و جز یاد تو از دل
چون نقش بر آبست که زایل شود آخر
هر طعنه که زد خال تو بر هستی عشاق
سهلست اگر حل مسائل شود آخر
در راه غمت جان بسپردیم و روا بود
گر در طلبت طی مراحل شود آخر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و احساسات عمیق خود اشاره میکند. او بیان میکند که عشق واقعی ممکن است سختیها و دردهایی را به همراه داشته باشد، اما در نهایت، نتیجهای ارزشمند خواهد داشت. همچنین، از زیبایی و جذابیت معشوق میگوید و نسبت به تاثیر عواطف و شکلگیری احساسات در زندگیاش تأمل میکند. شعر در نهایت بر اهمیت فدای جان و تلاش برای رسیدن به معشوق، حتی در مواجهه با چالشهای فراوان، تأکید دارد.