نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ صفی علیشاه

صفی علیشاه / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

من اندر خرقه دوش از سوز می غرق عرق گشتم

همی با حق حق نزدیک و دور از ما خلق گشتم

ببرد اندر مقام قاب قوسینم عروق جان

جوار دوست را واصل‌تر از حد صدق گشتم

عجب سری ز جان دیدم که بر حل معمائی

کتاب روح می‌کردم ورق ناگه ورق گشتم

در او دیدم جمال یار و چون بشکافتم جانرا

نه تنها فالق‌النور آمدم رب‌الفلق گشتم

عبث رحمتعلی نفکند در مرآت دل پرتو

چو بودم غرق عصیان رحمتش را مستحق گشتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تجربه‌های معنوی خود می‌گوید. او در حال غرق شدن در عشق و شوق به حق است و به واسطه این عشق به مرتبه‌های بالاتر روحانی دست می‌یابد. در این سفر روحانی، او به جمال محبوب خود (خدا) نزدیک‌تر می‌شود و از حالتی به حالت دیگر منتقل می‌شود. شاعر به تحولی درونی اشاره می‌کند که باعث می‌شود تا به درک عمیق‌تری از حقیقت و زیبایی دست یابد. او همچنین از رحمت خداوند صحبت می‌کند که حتی در حالت عصیانی که دارد، شامل حال او می‌شود. این شعر به بیان تجربیات عرفانی و حالت‌های روحانی شاعر می‌پردازد.