نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ صفی علیشاه

صفی علیشاه / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ترک عقل ذوفنون کردیم ما

خویش در عشق آزمون کردیم ما

بند رهرو بود چون عقل و جنون

ترک این عقل و جنون کردیم ما

خانه را پرداختیم از هست و نیست

غیر یار از دل برون کردیم ما

تا نباشد حرفی الاحرف عشق

لب خمش از کاف و نون کردیم ما

بر گذشته از مکان و لامکان

جای در میخانه چون کردیم ما

در خرابات از سوادالوجه فقر

هر دو عالم را زبون کردیم ما

زیر گام اندر سماع از دور جام

این سپهر نیلگون کردیم ما

تار و پود خرقه و سجاده را

رشته‌های ارغنون کردیم ما

کم گرفتیم این جهان از بیش و کم

شور مستی تا فزون کردیم ما

همچون منظور از اناالحق بر زمین

نقشها بی‌رنگ خون کردیم ما

سر زدوش اندر ره افکندیم مست

پس زدار جان نگون کردیم ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به رها کردن عقل و جنون و روی آوردن به عشق می‌پردازد. او نشان می‌دهد که با ترک عقل و جنون، به تجربه‌ای عمیق از عشق و ارتباط با پروردگار دست یافته است. در این میان، از وابستگی به دنیا و مادیات فاصله گرفته و سعی کرده است در فضای عشق، همه چیز را از دل پاک کند. شاعر به میخانه و خرابات اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در اینجاها، عالم و آدم را زبون کرده و با مستی و شور درونی، از دنیای مادیات و کم و بیش دوری کرده است. او بر این باور است که عشق و حقیقت بر تمام چیزها غالب است و در نهایت به سادگی و بی‌رنگی دنیوی دست یافته‌است.