شمارهٔ ۳۷ صفی علیشاه
صفی علیشاه / متفرقات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گشت دور زمانه بر دلخواه
از جلوس مظفرالدین شاه
خسروی دلنواز و کامل سیر
شهریاری خلیق و روشن راه
صد هزاران نیاید از شاهان
این چنین شاهی از خدا آگاه
سیصد و چارده ز بعد از الف
از پس هجرت رسولالله
شه مظفر نشست بر او رنگ
دارد از آفتش خدای نگاه
تاکه باز است باب رحمت حق
باز باشد بعدل این درگاه
ناصرالدین شه ار چه شست بعدل
نامههایی که بد ز جور سیاه
لیک پنهان ز وی ستمکاران
کرده بودند کار ملک تباه
دست استم بعهد خسرو نو
از گریبان خلق شده کوتاه
بهر تاریخ این جلوس نکو
که نشسته است شاه نو برگاه
مصرعی خواستم ز پیر خرد
نقش شد بر ضمیرم این ناگاه
ظلم رفت از میان و شد تاریخ
شاه شاهان مظفرالدین شاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زمان حکومت مظفرالدین شاه اشاره میکند و او را به عنوان شاهی دلنواز و شایسته میستاید. او معتقد است که این شاه از خدا آگاه است و در زمان خود، به خوبی حکومت میکند. شاعر به دوران سلطنت ناصرالدین شاه نیز اشاره میکند و از ظلمهایی که در آن زمان وجود داشته، سخن میگوید. اما با آمدن مظفرالدین شاه، ظالمیها پایان مییابد و امید به عدل و رحمت خدا باز میگردد. در نهایت، شاعر با ابراز شادی از سلطنت مظفرالدین شاه، پایان ظلم و آغاز تاریخ جدیدی را نوید میدهد.