نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ - در معنی کنت کنزاً مخفیاناً فأردت ان أعرف صفی علیشاه

صفی علیشاه / متفرقات / وزن: مفعول فاعلن مفعول فاعلن

از قدرتش یکست باشد گرت بنظر

کادر ز شیئی پست اشیاءء خوبتر

چون مایه حیات کابست از حجر

و زخاک تیره‌گون سرو و گل و ثمر

هم طلعتی که رشک از وی برد قمر

هم شاهدی که شمس گیرد ز وی جمال

گنجی نهفته بود اندر حجاب ذات

گردید جلوه‌گر در اسم و در صفات

فرمود در ظهور ایجاد کائنات

هر ممکنی گرفت ز او هستی و حیات

تا ره به بی‌نشان یا بند از ثبات

مرأت خود نمود وجه علی و آل

حق است آنکه نیست ذاتش فناپذیر

بی‌شبه و بی شریک بی‌مثل و بی‌نظیر

برخار و گل مجیب بر جزو کل مجیر

بر ماخلق محیط بر ما سوا مدیر

تابنده بر وجود بخشنده بر فقیر

ذوالجود و ذوالکرم ذوالعزو ذوالجلال

بر طاق کعبه بودبتها بی‌عدد

فرمود با علی سطان ذی رشد

نه پای و کن بتانرا از طاق خانه رد

کند آنچه بد صنم سر پنجه صمد

تا سر لا اله الا هو الاحد

گردد عیان و فاش بی‌ریب و احتمال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان قدرت و عظمت خداوند و جلوه‌های مختلف آن در جهان هستی می‌پردازد. خداوند به عنوان منبع حیات و وجود، بر همه موجودات تأثیر دارد و هیچ‌چیزی از او جدا نیست. او بی‌نهایت و بی‌همتاست و می‌تواند در شکل‌های مختلفی خود را نشان دهد. همچنین، در این متن به اهمیت وجود حضرت علی و جایگاه او اشاره می‌شود و تأکید می‌کند که همه چیز در نهایت به او و ذات یکتای خداوند مربوط می‌شود. در واقع، این شعر از زیبایی و کمال خلقت الهی و قدرت او برای نشان دادن خود در اشکال مختلف سخن می‌گوید.