شمارهٔ ۸ صفی علیشاه
صفی علیشاه / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات فعولن
تا کی سخن ز حاضر و غائب
بر خود نگشته هیچ مراقب
نشناخته وجوب ز امکان
بدهی قرار ممکن و واجب
ننموده رتبهای و نمایی
تحقیق از وجود و مراتب
مو کشی حساب خداوند
در بندگی نگشته محاسب
گوئی بس از غرائب عالم
در خود ندیده هیچ غرائب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی شناخت و آگاهی از وجود الهی و مراتب آن میپردازد. شاعر به نقد غفلت انسانها از حقیقت و عمیقترین انواع معرفت میپردازد و میگوید که ما به جای تأمل و دقت در موجودات و رابطهشان با خداوند، فقط در لفافه صحبتها میزنیم و از عمیقترین مسائل دور ماندهایم. در نهایت، شاعر نگاهی به عظمت و شگفتیهای جهان میافکند که انسانها به آن بیتوجه هستند.