۵- آیات ۱۷ تا ۱۸ صفی علیشاه
صفی علیشاه / ۲۷- سوره النمل / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
وَ حُشِرَ لِسُلَیْمٰانَ جُنُودُهُ مِنَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ وَ اَلطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ (۱۷) حَتّٰی إِذٰا أَتَوْا عَلیٰ وٰادِ اَلنَّمْلِ قٰالَتْ نَمْلَةٌ یٰا أَیُّهَا اَلنَّمْلُ اُدْخُلُوا مَسٰاکِنَکُمْ لاٰ یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمٰانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ (۱۸)
و جمع گردانیده شد برای سلیمان لشکرهایش از جن و انس و پرنده پس ایشان بازداشته میشوند (۱۷) تا چون آمدند بوادی مور گفت مورچه ای موران داخل شوید در مسکنهاتان که نه در هم شکند شما را سلیمان و لشکرهایش و ایشان ندانند (۱۸)
« در بیان رسیدن حضرت سلیمان علیه السلام بوادی نمل »
بر سلیمان جمع شد بر وجه خیر
جیشها از جن و انس و وحش و طیر
داشته باز آن همه بر جای خود
بر نسق بودند نی خارج ز حد
ملک و شاهی بهر او زآن بود بیش
که توان آرد کس اندر ذهن خویش
تا که در وادیِ نمل او را عبور
شد به وقتی با سپاه از راه دور
گفت با موران یکی موری که بود
مهتر موران در آن وادی به زود
فِی الْمَسَاکِن أیهَا النَّملُ ادخُلُواْ
تا سلیمان بگذرد با جیش او
تا شما را نشکنند ایشان به هم
پایمال اعنی نسازند از ستم
زآنکه ایشان نیستند آگه ز حال
که شما خواهید گشتن پایمال
نطق حال است این اگر دانی کلام
حق رساند آن را به فهم او تمام
تا شود آگه ز حال مار و مور
عدل ورزد در سکون و در عبور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن به ماجرای ورود حضرت سلیمان به وادی مور اشاره شده است. حضرت سلیمان با لشکری بزرگ از جن، انسانها و پرندگان به این وادی میرسد. در اینجا یک مورچه به سایر مورچهها هشدار میدهد که به سرعت به لانههای خود بروند تا سلیمان و لشکرش که از حضور آنها بیخبرند، نتوانند به آنها آسیبی برسانند. این داستان نشاندهنده دقت و عدل سلیمان است و همچنین نشان میدهد که او با وجود قدرتش، به جانوران آسیب نمیزند.