۸- آیات ۲۳ تا ۲۸ صفی علیشاه
صفی علیشاه / ۲۷- سوره النمل / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
إِنِّی وَجَدْتُ اِمْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَ أُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَ لَهٰا عَرْشٌ عَظِیمٌ (۲۳) وَجَدْتُهٰا وَ قَوْمَهٰا یَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَ زَیَّنَ لَهُمُ اَلشَّیْطٰانُ أَعْمٰالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ اَلسَّبِیلِ فَهُمْ لاٰ یَهْتَدُونَ (۲۴) أَلاّٰ یَسْجُدُوا لِلّٰهِ اَلَّذِی یُخْرِجُ اَلْخَبْءَ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ یَعْلَمُ مٰا تُخْفُونَ وَ مٰا تُعْلِنُونَ (۲۵) اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ رَبُّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِیمِ (۲۶) قٰالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ اَلْکٰاذِبِینَ (۲۷) اِذْهَبْ بِکِتٰابِی هٰذٰا فَأَلْقِهْ إِلَیْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ مٰا ذٰا یَرْجِعُونَ (۲۸)
بدرستی که من یافتم زنی را که پادشاهی میکند ایشان را و داده شده از همه چیز و مر او راست تختی بزرگ (۲۳) یافتم او را و قومش را که سجده میکنند مر آفتاب را از جز خدا و بیاراست برای ایشان شیطان کارهاشان را پس بازداشتشان از راه پس ایشان راه نمییابند (۲۴) چرا سجده نمیکنند مر خدا را که بیرون میآورد پنهان را در آسمانها و زمین و میداند آنچه را پوشیده میدارید و آنچه آشکار میکنید (۲۵) خدا نیست الهی مگر او که پروردگار عرش بزرگ است (۲۶) گفت بزودی نظر خواهم کرد که آیا راست گفته یا هستی از دروغگویان (۲۷) ببر نامه مرا این پس بیندازش بر ایشان پس رو بگردان از ایشان پس ببین چه جواب میگویند (۲۸)
« در بیان عرضه داشتن هدهد تفصیل شهر سبا را خدمت حضرت سلیمان (ع) و بردن نامه »
یافتم آنجا زنی بلقیس نام
پادشاهی می کند با احتشام
أوتِیَت مِن کُلِّ شَیء لااقل
وَلَهَا عَرْشعَظُیم فی المحل
یافتم او را و قومش ناصواب
سجده می کردند جز حق ز آفتاب
داده زینت دیوشان کردارشان
داشته باز از ره و رفتارشان
پس نکردند آن کسان ره یافته
رو ز راه راست می برتافته
زآنکه سجده ناورند ایشان به حق
کآورد بیرون نهان ها بر نسق
همچو قطرات مطر کاندر سحاب
مخفی است و دانه ها در خاک و آب
آورد پوشیده ها را کآفرید
در سماوات و زمین هر سان پدید
داند آن چیزی که دارند آن نهان
وآنچه را ظاهر نمایند از زبان
آن خدا که نیست جز او کردگار
عرش اعظم راست او پروردگار
گفت باشد زود تا بینیم این
صادقی آیا تو یا از کاذبین
سوی ایشان بر کتابم این زمان
در فکن پس رو بگردان شو نهان
پس نگر تا بر چه می گردند باز
برد هدهد نامه را آن سو به ساز
هِشت پیش تخت بلقیس آن کتاب
نامه را برخواند چون بر شد ز خواب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
هدهد به حضرت سلیمان اطلاع میدهد که در سرزمین سبا زنی به نام بلقیس پادشاهی میکند که از همه چیز بهرهمند است و دارای تختی بزرگ است. او و قومش به جای سجده به خدا، سجده به آفتاب میکنند و شیطان کارهایشان را زینت بخشیده و سبب گمراهی آنها شده است. هدهد حضرت سلیمان را به قدرت خداوند اشاره میکند که نهانها را میداند. سلیمان تصمیم میگیرد نامهای به بلقیس بفرستد و او را مورد آزمایش قرار دهد که آیا راست میگوید یا دروغگو است. بنابراین، نامهای به بلقیس میفرستد و از هدهد میخواهد تا آن را به او برساند و بعد به تماشای واکنش آنها بپردازد.