نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۷ - بیان نمودن خضر سرّ افعال خود را صفی علیشاه

صفی علیشاه / دفتر دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گوش کن‌ تا با تو ای فرخنده کیش‌

باز گویم‌ حاصل‌ افعال خویش‌

از شکست‌ کشتی ‌ام گر طالبی‌

بود مقصد دفع‌ شرّ غاصبی‌

کآن شه‌ غاصب‌ هر آن کشتی‌ که‌ دید

بی‌ ز عیبی‌ بهر خویشش‌ برگزید

وآن یتیمی‌ چند را تا اغتشاش

در نیاید زین‌ تظلّم‌ در معاش

پس‌ شکستم‌ کشتی ‌ای را با تبر

تا شود از صاحبانش‌ دفع‌ ضر

چیست‌ این‌ کشتی‌ دل مرد مرید

شاه غاصب‌، نفس‌ جبّار عنید

تا تو را این‌ دل درست‌ و بی‌غش‌ است‌

رهن‌ جور آن عنود سرکش‌ است‌

چون به‌ دست‌ شیخ‌ ره دادی تو دل

کشتی‌ات‌ را بشکند شیخ‌ مدل

تا ز شرّ نفس‌ کافر وارهد

چون رهید اشکسته‌ را مرهم‌ نهد

لاجرم فرمود حق‌ با اهل‌ سرّ

هست‌ جایم‌ در قلوب‌ منکسر

هر دلی‌ کاشکست‌، اندر وی منم‌

در دل بشکسته‌ تانی‌ جستنم‌

گر دلت‌ بشکست‌ آن کو در وی است‌

زین‌ شکستت‌ صد درستی‌ در پی‌ است‌

دل گر او یار است‌ گو بشکسته‌ باش

ور طبیب‌ آن است گو جان خسته‌ باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوهر معنوی و حکمت‌های عرفانی مطرح شده است. شاعر با استفاده از تمثیل "کشتی"، به مشکلات و مصائب دنیوی اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که اگر انسان به دنبال رهایی از شرور و چالش‌های زندگی است، باید دل خود را به دست شیخ و رهنما بسپارد، که می‌تواند به شکستن کشتی دل (یعنی رهایی از تعلقات) منجر شود. او تأکید می‌کند که در دل‌های شکسته، حقیقت و صداقت وجود دارد و این شکست می‌تواند منجر به پیشرفت و نجات شود. در نهایت، شاعر به اهمیت درون‌نگری و پذیرش درد و رنج به عنوان بخشی از مسیر سیر و سلوک اشاره می‌کند.